...و داسمه را سه خواهر بود . یکی از آنان مهشید نام که به طرز
وحشتناکی روشی نیک داشت از مرام و معرفت و صفا . گویند در عرصه
تلمذ و زدن تست چنان پیش رفت تا که از غیب ندا آمد که : مهشید ول کن
بس است .
و فی الفور به دانشگاه پای نهاد اما از فرط افتادگی که در وجودش جای
داشت همیشه خود را کلاس پنجمی میدانست و از شدت علاقه به کلاس
پنجم همه چیز را بر مبنای عدد پنج می سنجید چونانکه اعتقاد راسخ
داشت که زمین پنج طبقه است و آسمان نیز پنج طبقه می باشد و همیشه
در طبقه پنجم آسمان سیر و مکاشفه می نمود.
و او را به علم جنتیک علاقه وافری بود گویند از ژن شیر آفریقایی و ببر
بنگال موجودی به غایت خوش اخلاق به نام داسمه (۲) تولید کرد و
پژوهشکده رویان به سان این همسان سازی او را جوایز بسیار داد .
نقل است که مامش تغار خود را تکانده و او رادر ته تغار یافته بود و عجیب
اینکه در اینجا نیز پنجم بودی !!!
و او را تعصب شدید به ایل هفت لنگ بودی و با دیدن یک بختیاری چنان
خونش به جوش می آمد که تا یکسال ترانه فولکلوریک دایه دایه وقت
جنگه را زمزمه می نمود .
و مهشید را وبلاگی بود سزانه نام که در آن دست از سر زندگان و مردگان
ادبیات بر نمی داشت نقل است که روح مرحوم صادق هدایت به خوابش
آمد و او را گفت : جون مادرت ولمون کن !!!
آورده اند که صد و پنجاه سال زیست و از شدت علاقه به خواهر داسمه اش
تا آخر عمر با ترکیبات جنتیکی ۱۵۰ داسمه خوش اخلاق تولید کرد .

